برو به محتوای اصلیمرجع اسناد حقوقی معاهدات

اظهارنظر عمومی شماره ۱۷؛ حق کودک به استراحت، فراغت، بازی و فعالیتهای تفریحی، حیات فرهنگی و هنر (ماده ۳۱)

پرش به فهرست

اول. مقدمه

#

۱.سالهاست که جامعه بین المللی، اهمیت بازی و تفریح در زندگی هر کودک را تصدیق کرده است، هماهنگونه که در سال ۱۹۵۹در اعلامیه حقوق کودک اعلام شد: «کودک باید از فرصت کامل برای بازی و تفریح برخوردار باشد [...]؛ جامعه و مقامات دولتی باید برای ارتقای بهره مندی از این حق، نهایت تلاش خود را بکار گیرند» (ماده ۷). بیانیه مزبور، بعدها در کنوانسیون حقوق کودک در سال ۱۹۸۹، تحکیم شد و در ماده ۳۱ کنوانسیون به صراحت بیان شد که «دولتهای عضو، حق کودک به استراحت و فراغت، مشارکت در بازی و فعالیتهای تفریحیِ مناسب با سن وی، و مشارکت آزادانه در حیات فرهنگی و هنر را به رسمیت می شناسد».

#

۲.با این حال، بنابر بررسیها درخصوص اجرای حقوق کودک تحت کنوانسیون، کمیته به این نتیجه رسید که دولتها از حقوق مندرج در ماده ۳۱، شناختی اندک دارند. شناخت ضعیف از مفهوم و اهمیت حقوقی که اثراتی چشمگیر بر زندگی کودکان دارند، منجر به عدم تدارک برای سرمایه گذاری های مناسب، فقدان یا ضعف در قانونگذاری های صیانت کننده، و غیبت کودکان در طرح ریزیهای ملی و محلی می شود. به طور کل، هر جایی که سرمایه گذاری انجام می شود، درحقیقت، تدارک فعالیتهایی ساختاریافته و سازماندهی شده است اما نیاز به ایجاد زمان و فضا برای کودکان نیز به همان اندازه مهم است تا علاوه بر اینکه کودکان بتوانند در خلاقیتها، تفریحات و بازیهای خودجوش شرکت کنند، نگرشهای اجتماعیِ حمایت کننده و تشویق کننده به چنین فعالیتهایی نیز ترویج داده شوند.

#

۳.کمیته به طور خاص، دغدغه مشکلات و معضلاتی را دارد که گروههای خاصی از کودکان برای بهره مندی از برابری حقوق مندرج در ماده ۳۱، با آنها مواجه می شوند؛ به ویژه دختران، کودکان قشر فقیر، کودکان دارای معلولیت، کودکان بومی و کودکان از گروههای اقلیت.

#

۴.افزون بر آن، تغییرات بنیادین و ژرفِ دنیای امروزی، اصلی ترین اثرات را بر فرصتهای کودکانی می گذارد که به دنبال برخورداری از حقوق ماده ۳۱ هستند. جمعیت شهرنشین، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، با سرعتی چشمگیر در حال افزایش است و با همان سرعت، خشونت در سراسر جهان و در همه اَشکال آن نیز –در خانه، مدرسه، رسانه های جمعی، خیابان. مفاهیم همراه با تجاری سازیِ مفاد بازی، بر شیوه مشارکت کودکان در تفریحات و فعالیتهای فرهنگی و هنری اثر می گذارد. کار کودک، کار در منزل یا افزایش تقاضاهای تحصیلی برای بسیاری از کودکان، چه در کشورهای فقیر و چه غنی، موجب کاهش زمان کودکان برای برخورداری از حقوقشان می شود.

#

۵.اظهارنظر عمومیِ حاضر برای رسیدگی به دغدغه های مزبور، افزایش آشنایی، آگاهی و ادارک دولتها نسبت به نقش مرکزی که حقوق مندرج در ماده ۳۱ در زندگی و پیشرفت هر کودک ایفا می کنند، تدوین شده است. اظهارنظر عمومیِ حاضر قویاً از دولتها می خواهد که برای تضمین اجرای حقوق، اقدامات مقتضی را به تفصیل شرح دهند. حقوق ماده ۳۱، در سراسر جهان و در اجتماعات و جوامع گوناگون کاربرد دارد و به ارزشهای همه سنتها و گونه های فرهنگی احترام می گذارد. هر کودک باید قادر به بهره مندی از این حقوق باشد، فارغ از مکان زندگیِ کودک، پیشینه فرهنگی وی یا موقعیت والدینش.

#

۶.موضوع ورزش در اظهارنظر عمومی حاضر، بسیار مختصر بررسی می شود زیرا ورزش به تنهایی، موضوعی عمده و اصلی است. نظر به حیات فرهنگی، اظهارنظر عمومی در ابتدا بر جنبه های مرتبط با فعالیتهای خلاقانه یا هنری و نه تعریف گسترده تری از ماده ۳۰ درباره حق کودک به برخورداری از فرهنگِ خود، تمرکز می کند.

#

دوم. اهداف

#

۷.اظهارنظر عمومی حاضر به دنبال افزایش درک اهمیت ماده ۳۱ در راستای رفاه و پیشرفت کودکان؛ تضمین احترام به و تحکیم اِعمال حقوق مندرج در ماده ۳۱، مانند سایر حقوق کنوانسیون؛ و برجسته سازی پیامدها است تا: (الف)تعهدات متعاقب دولتها برای تفصیل همه برنامه ها، استراتژیها و اقدامات اجرایی، با هدف تحقق و اجرای کامل حقوق مطرح شده در ماده ۳۱، تعیین شوند؛(ب) نقش و مسئولیتهای بخش خصوصی تعیین شوند، ازجمله شرکتهای فعال در حوزه های تفریحی، فعالیتهای فرهنگی و هنری و همچنین سازمانهای جامعه مدنی که چنین خدماتی را برای کودکان فراهم می کنند؛ (پ) دستورالعملها برای همه افرادی که با کودکان کار می کنند مانند والدین، درخصوص اتخاذ همه اقدامات در حوزه های بازی و تفریح، تعیین شوند.

#

سوم. اهمیت ماده ۳۱ در زندگی کودکان

#

۸.ماده ۳۱ باید به طور جامع فهمیده شود؛ یعنی هم درخصوص اجزای تشکیل دهنده آن و هم درخصوص ارتباط کلیِ آن با کنوانسیون. هر جزء از ماده ۳۱ متقابلاً به یکدیگر پیوند خورده و همدیگر را تقویت می کنند و در صورت تحقق، به غنی سازیِ زندگی کودکان کمک می کنند. همه اجزا در کنار هم، شرایطی را توصیف می کنند که برای صیانت از ماهیت منحصربه فرد و تکاملی دوران کودکی، ضروری هستند. تحقق ماده ۳۱، امری بنیادین برای افزایش کیفیت دوران کودکی، استحقاقِ کودکان به پیشرفت مطلوب، ارتقای بهبودپذیری و تحقق سایر حقوق است. درواقع، محیطهایی که برای بازی و تفریحِ همه کودکان ایجاد شده اند، شرایطی را برای خلاقیت خلق می کنند؛ ازطریق بازیهای خود-ساخته که موجب افزایش رشد مهارتها، فعالیتهای جسمانی و انگیزه می شوند، فرصتهایی را برای تمرین شایستگی خلق می کنند؛ شرایطی را برای مشارکت کامل کودکان در حیات فرهنگی فراهم می کنند که موجب افزایش تعاملات سرزنده و شاداب می شود؛ موقعیتی را برای استراحت فراهم می کنند که تضمین می کند کودکان از انرژی و انگیزه لازم برای مشارکت در بازی و مشارکتهای خلاقانه برخوردار هستند.

#

۹.بازی و تفریح برای سلامت و رفاه کودکان حیاتی هستند و موجب افزایش در رشد خلاقیت، قوه تصور، اعتمادبه نفس، خود-بسندگی و مهارتها و تواناییهای جسمانی، اجتماعی، شناختی و عاطفی می شوند. بازی و تفریح همه وجوه یادگیری۱ را بهبود می بخشند؛ آنها شکلی از مشارکت در زندگی روزانه هستند و صرفاً به دلیل خوشی و لذتی که ایجاد می کنند، برای کودک، ارزش ذاتی دارند. تحقیقات نشان می دهند که بازی محرکی خودجوش برای رشد کودکان است و به ویژه در سالهای ابتداییِ زندگی، نقشی چشمگیر و بااهمیت در رشد مغز ایفا می کند. بازی و تفریح موجب تسهیل رشد قابلیتهای کودکان برای مذاکره، بازیابی تعادل عاطفی، حل مناقشات و تصمیم گیری ها می شود. ازطریق مشارکت آنها در بازی و تفریح، کودکان با انجام دادن کارها، یاد می گیرند؛ دنیای اطراف خود را کشف کرده و تجربه می کنند؛ ایده ها، نقشها و تجربیات جدید را آزمایش می کنند و بدین ترتیب، یاد می گیرند که جایگاه اجتماعی خود در دنیا را شناخته و بسازند.

#
  1. کودکان به تنهایی، همراه با همسالانشان یا همراه با بزرگسالان حمایت کننده آنها می توانند بازی و تفریح کنند. رشد کودکان می تواند ازطریق بازی و توسط بزرگسالانِ بامحبت و بامسئولیتی که به کودکان مرتبط هستند، حمایت شود. مشارکت بزرگسالان در بازیِ کودکان، بینش و درکی منحصربه فرد از دیدگاه کودکان را به بزرگسالان می دهد و همچنین احترام را در بین نسلها جاری می سازد که منجر به درک و ارتباطی مؤثر میان کودکان و بزرگسالان شده و فرصتهایی را برای ارائه راهنمایی و ایجاد تحرک، به وجود می آورد. کودکان از فعالیتهای تفریحی که با مشارکت بزرگسالان باشد، ازجمله مشارکتهای داوطلبانه در ورزشها، بازیها و سایر فعالیتهای تفریحیِ سازمان یافته نفع و بهره می برند. با این حال، اگر کنترل بزرگسالان آنقدر زیاد و نافذ باشد که موجب تضعیف تلاشهای خودِ کودک برای مدیریت و اجرای بازیهایش شود، آنگاه منافع کودک از مشارکت بزرگسالان، ویژه در رشدِ خلاقیت، رهبری و روحیه گروهی، به شدت کاهش می یابد.
#

۱۱.جزئی مهم برای ایجاد حس تعلقِ کودک، مشارکت وی در حیات فرهنگیِ یک اجتماع است. کودکان، حیات فرهنگی و هنریِ خانواده، اجتماع و جامعه خود را به ارث برده و تجربه می کنند و ازطریق همین فرایند است که حس خود از هویت را کشف کرده و به مرور می سازند و نهایتاً به تحرک و پایداریِ حیات فرهنگی و هنرهای سنتی کمک می کنند.

#

۱۲.افزون بر آن، کودکان فرهنگ را در جشنها، خیمه شب بازیها، تئاترهای خیابانی، سرگرمیها، نقاشیها، داستانها، انیمیشنها، رقصها، ترانه ها و بازیهای خیالیِ خود تکرار، تغییر، خلق و منتقل می کنند. همراه با درک حیات فرهنگی و هنریِ محیط اطرافشان ازطریق ارتباط با همسالان و بزرگسالان، کودکان معنا و مفهوم حیات فرهنگی و هنری را نیز ازطریق تجربیات نسل خود، تعبیر و تعدیل می کنند. کودکان با مشارکت همسالانشان زبان، سرگرمی، دنیاهای پنهانی، تخیلات عجیب و غریب و سایر دانشهای فرهنگی را خلق و منتقل می کنند. بازیهای کودکان، «فرهنگ دوران کودکی» را خلق می کنند؛ از سرگرمیها و بازی در حیاط مدرسه گرفته تا فعالیتهای شهری مانند تیله بازی، پرش آزاد از مانع، هنرهای خیابانی و غیره. همچنین، کودکان برای ایجاد ارتباط و شبکه های اجتماعی، پیشگامِ استفاده از بسترهای دیجیتالی و دنیای مجازی هستند که ازطریق آنها، محیطهای فرهنگی و اَشکال هنریِ متفاوت ساخته می شوند. مشارکت کودکان در فعالیتهای فرهنگی و هنری، امر ی ضروری است تا آنها نه تنها نسبت به فرهنگ خودشان، بلکه نسبت به سایر فرهنگها نیز، درک و فهم پیدا کنند. بدین طریق، فرصتی برای کودکان فراهم می شود تا بتوانند افق دید خود را گسترده کرده و از سایر سنتهای فرهنگی و هنری بیاموزند. پس، مشارکت کودکان در فعالیتهای فرهنگی و هنری برای ارتقا و کمک به درک متقابل و ستایش گوناگونی نیز ضروری است.

#

۱۳.کلام آخر اینکه استراحت و فراغت به عنوان مبنایی برای قوت و تغذیه، اسکان، مراقبت بهداشتی و تحصیل، دو جزء مهم در رشد کودک هستند. اگر کودکان از استراحت کافی برخوردار نباشند، آنگاه از انرژی، انگیزه و ظرفیتِ جسمی و ذهنی برای مشارکت یا یادگیری هدفمند نیز برخوردار نخواهند بود. نفی استراحت، عواقب غیرقابل بازگشتِ جسمی و روانی بر رشد، سلامت و رفاه کودکان خواهد گذاشت. افزون بر آن، کودکان به فراغت نیز نیار دارند. فراغت یعنی زمان و مکانی که در آن، هیچگونه تعهد، سرگرمی یا محرکی وجود ندارد و افراد می توانند انتخاب کنند که فعالانه یا غیرفعالانه و باب میل خود، آن را پر کنند.

#

چهارم. تحلیل حقوقیِ ماده ۳۱

#

الف.پاراگراف ۱ ماده ۳۱

#

۱۴.دولتهای عضو، حق کودکان را به رسمیت می شناسند؛ حق کودکان به:
(الف)استراحت: حق استراحت مستلزم آن است که کودکان پس از کار، آموزش یا هر امر پرتلاش دیگر، از فرجه های کافی برای استراحت برخوردار شوند تا سلامت و رفاه مطلوب آنها تضمین شود. همچنین، حق استراحت مستلزم آن است که کودکان از خواب کافی نیز برخوردار شوند. در تحقق حق فرجه های استراحتِ پس از فعالیت و خواب کافی، باید به ظرفیتهای تکاملی کودکان و نیازهای آنها برای رشد توجه شود. (ب)فراغت: فراغت به زمانی اشاره می کند که در آن، بازی یا تفریح انجام می شود. فراغت یعنی زمان آزاد یا بدون تعهد که در آن، هیچ شکلی از آموزش رسمی، اشتغال، وظایف خانه، انجام سایر کارها برای حفظ زندگی یا مشارکت در فعالیتهایی که خارج از حوزه فرد اداره می شوند، وجود نداشته باشد. به عبارت دیگر، فراغت، زمانی است که در آن، کودک از اختیار بالایی برای انتخاب و انجام آنچه که می خواهد و تمایل دارد، برخوردار است. (پ)بازی: بازیِ کودکان، هر شکلی از رفتار، فعالیت یا فرایند است که توسط خودِ کودکان آغاز شده، کنترل می شود و ساختار پیدا می کند و در هر زمان و هر مکان که فرصتی پیدا شود، روی می دهد. این امکان وجود دارد که مراقبها در ایجاد محیطهای بازی نقش داشته باشند اما خودِ بازی نباید اجباری باشد و محرک آن باید انگیزه درونی باشد و صرافاً به خاطر خودِ بازی کردن انجام شود نه به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدف. بازی، تمرینِ خودمختاری، فعالیت جسمی، ذهنی یا عاطفی است و این توانایی را دارد که در بی نهایت شکل و گونه، خواه انفرادی خواه جمعی، انجام شود. اَشکال بازی می توانند در سراسر دوران کودکی تغییر کرده و تعدیل شوند. ویژگیهای کلیدیِ بازی عبارت اند از: اسباب خوشی، بی ثبات، چالش برانگیز، منعطف و بی حاصل. همه عوامل مذکور در کنار هم به ایجاد لذتِ بازی و مشوق متعاقبِ آن برای ادامه بازی کمک می کنند. در حالی که، بازی غالباً غیرضروری شمرده می شود اما کمیته مجدداً تأکید می کند که بازی، بُعد بنیادین و حیاتی برای لذت از دوران کودکی است و همچنین جزء ضروری برای رشد جسمی، اجتماعی، شناختی، عاطفی و روحیِ کودک نیز می باشد.
(ت)فعالیتهای تفریحی: تفریح، یک اصطلاح چتری است که برای توصیف دامنه گسترده ای از فعالیتها استفاده می شود مانند مشارکت در موسیقی، هنر، صنعت گری، همکاری با اجتماعات، باشگاهها، ورزشها، سرگرمیها، پیاده گردی و چادرزنی، کارهای ذوقی و غیره. تفریح شامل فعالیتها یا تجربیاتی می شود که کودک با ارادة خود انتخاب کرده است، خواه به خاطر کسب رضایت آنی خواه به خاطر کسب برخی ارزشهای فردی یا اجتماعی که می پندارد با انجام تفریح مزبور به دست خواهد آورد. تفریح غالباً در مکانهایی انجام می شوند که صرفاً خاصِ فعالیتهای تفریحی طراحی شده اند. اگرچه ممکن است بسیاری از فعالیتهای تفریحی توسط بزرگسالان سازماندهی و مدیریت شوند اما تفریح باید فعالیتی داوطلبانه باشد. سرگرمیهای و ورزشهای اجباری یا الزامی یا مشارکت اجباری در مثلاً سازمانهای جوانان، تفریح محسوب نمی شوند.(ث)مناسب با سن کودک: ماده ۳۱ بر اهمیت فعالیتهای مناسب با سن کودک تأکید می کند. نظر به بازی و تفریح، سن کودک باید برای تعیین مقدار زمان؛ ماهیت مکانها و محیطهای موجود؛ انواع محرکها و تنوعها؛ میزان الزام نظارت و مشارکت بزرگسالان با هدف تضمین ایمنی و امنیت درنظر گرفته شود. هر چه که کودکان بزرگتر می شوند، نیازها و خواسته های آنها نیز تکامل می یابد؛ از موقعیتهایی که فرصت بازی را فراهم می کنند تا مکانهایی که فرصت اجتماعی شدن را در اختیار قرار می دهند، با یا بدون همسالان. بعلاوه، آنها تدریجاً فرصتهای پرخطر و چالش برانگیز بیشتری را کشف می کنند. چنین تجربیاتی برای رشد نوجوانان ضروری هستند و به آنها برای کشف هویت و تعلقاتشان کمک می کنند.
(ج)حیات فرهنگی و هنری: کمیته حمایت خود را از دیدگاهی اعلام می کند که برمبنای آن، کودکان و جوامعِ آنها ازطریق حیات فرهنگی و هنر، هویتِ یگانه خود و معنایی را که به وجود خود می بخشند، ابراز می کنند و جهان بینیِ خود را، که نمایانگر رویاروییِ آنها با نیروهای بیرونیِ مؤثر بر زندگی یشان است، شکل می دهند.۲ بیان فرهنگی و هنری در خانه، مدرسه، خیابانها و مکانهای عمومی ازطریق رقص، جشن، صنعت گری، مراسمات، آیینهای مذهبی، تئاتر، ادبیات، موسیقی، سینما، نمایشگاهها، فیلمها، بسترهای دیجیتالی و ویدیو صراحتاً بیان می شود. فرهنگ، به عنوان یک کل، از اجتماع حاصل می شود؛ دسترسی به خلق و منافعِ آن، نباید از هیچ کودکی دریغ شود. حیات فرهنگی از درون فرهنگ و اجتماع، و نه با اِعمال زور از بالا، و همراه با ایفای نقش دولتها به عنوان تسهیل کننده، و نه عرضه کننده، ظهور می کند.۳(چ)مشارکت آزادانه: حق کودکان به مشارکت آزادانه در حیات فرهنگی و هنر، دولتها را، بنابر تعهدشان به تضمین صیانت از کودک و ارتقای عالیترین منافع وی، ملزم می سازد که به دسترسی کودکان و انتخاب آنها برای مشارکت در فعالیتهای مزبور احترام گذاشته و از دخالت در آن خودداری کنند. دولتهای عضو باید تضمین کنند که دیگران نیز، مانع از تحقق حق مذکور نمی شوند. تصمیم کودکان به اِعمال یا عدم اِعمال این حق، بسته به انتخاب خودشان دارد و این دقیقاً بدین معناست که انتخاب کودک باید به رسمیت شناخته شده، مورد احترام قرار گیرد و صیانت شود.

#

ب. پاراگراف ۲ ماده ۳۱

#

۱۵.دولتهای عضو باید به حق کودک احترام گذاشته و آن را ترویج دهند؛ حق کودک به:
(الف) مشارکت کامل در حیات فرهنگی و هنری: حق مشارکت کامل از سه بُعد تشکیل شده است که با یکدیگر در تعامل هستند و متقابلاً یکدیگر را تقویت و نیرومند می کنند:(۱)دسترسی ایجاب می کند که کودکان از فرصتهایی برای تجربه حیات فرهنگی و هنری برخوردار شوند و درباره دامنه وسیعی از اَشکال گوناگون بیان و ابراز بیاموزند؛(۲)مشارکت مستلزم آن است که فرصتهای واقعی و عملی برای کودکان، چه فردی و چه گروهی، تضمین شود تا آنها بتوانند با هدف رشد کامل شخصیتشان، آزادانه خود را ابراز کنند، ارتباط برقرار کنند، اقدام کنند و در فعالیتهای خلاقانه مشارکت کنند؛(۳)کمک به حیات فرهنگی شامل حق کودکان به کمک در بیان و ابراز معنوی، مادی، عقلایی و عاطفیِ فرهنگ و هنر می شود، ازاینرو رشد و دگرگونی جامعه ای را که بدان تعلق دارند، تحقق بخشیده و به پیش می رانند. (ب)تشویقِ ایجاد فرصتهای مناسب: اگرچه ملزومات برای تشویق ایجاد فرصتهای مناسب فقط فعالیتهای فرهنگی، هنری تفریحی و فراغت را ذکر کرده اما کمیته، پیرو ماده ۴ کنوانسیون، بازی را نیز در آن گنجانده است. ازاینرو، دولتهای عضو باید پیش شرطهای لازم و مناسب را برای مشارکت تضمین کنند تا ایجاد فرصت برای تحقق حقوق ماده ۳۱، تسهیل شده و افزایش یابد. کودکان تنها در صورتی می توانند حقوق خود را تحقق بخشند که قانونگذاریها، سیاستها، بودجه بندیها، چارچوبهای زیست محیطی و خدماتی آماده بکارگیری باشند.
(پ)ایجاد فرصتهای برابر: تک تکِ کودکان برای بهره مندی از حقوقشان تحت ماده ۳۱، باید از فرصتهای برابر برخوردار باشند.

#

پنجم. ماده ۳۱ در بستر گسترده ترِ کنوانسیون

#

الف.ارتباط با اصول کلی کنوانسیون

#

۱۶.ماده ۲ (عدم تبعیض): کمیته تأکید می کند که دولتهای عضو باید همه اقدامات مقتضی را اتخاذ کند تا اطمینان دهند که همه کودکان از فرصت تحقق حقوق خود تحت ماده ۳۱، بدون مواجه با هیچ شکلی از تبعیض فارغ از تولد، معلولیت، دارایی، نسب ملیت، قومیت یا وضعیت اجتماعی، عقاید سیاسی یا سایر عقاید، مذهب، زبان، جنس، رنگ، نژاد یا سایر ویژگیهای کودک، والدین یا قیم قانونیِ وی، از فرصت تحقق حقوق خود تحت ماده ۳۱ برخوردار هستند. بررسی و رسیدگی به حقوق گروههایی خاص از کودکان نیازمند توجهی خاص و ویژه می باشد؛ گروههایی مانند دختران، کودکان دارای معلولیت، کودکانی که در محیطهای فلاکت زده یا مخاطره آمیز، در شرایط فقر، در مراکز کیفری، مراقبت از سلامت یا اقامتی، در شرایط درگیری و مناقشات یا فجایع انسانی و در جوامع روستایی به سر می برند، کودکان متقاضیِ پناهندگی و پناهجو، کودکان خیابانی، کودکان عشایر و چادرنشین، کودکان مهاجر یا آواره داخلی، کودکان با نسب بومی و متعلق به گروههای اقلیت، کودکانِ کار، کودکان بی والد و کودکانی که برای کسب تحصیلات دانشگاهی، تحت فشار زیاد قرار دارند.

#

۱۷.ماده ۳(عالیترین منافع کودک): کمیته تأکید می کند که در تعریف، تحقق حقوق کودکان تحت ماده ۳۱ در راستای عالیترین منافع کودک است. تعهد به لحاظ عالیترین منافع کودک، در مورد همه کودکان، خواه به عنوان یک فرد، خواه یک گروه یا افراد یک حوزه انتخابیه، صدق می کند. همه اقدامات قانونگذاری، سیاستی و بودجه بندی و همچنین اقدامات مرتبط با تدارکات زیست محیطی یا خدماتی، که احتمالاً بر حقوق مندرج در ماده ۳۱ اثر می گذارند، باید عالیترین منافع کودک را لحاظ کرده و موردتوجه قرار دهند. این امر بر برخی مقررات اِعمال می شود، مانند: مقررات مرتبط با بهداشت و ایمنی، امحای پسماندها و زباله های جامد، طرح ریزی برای اقامت و حمل و نقل، طراحی و دسترسی پذیریِ مناظر شهری، ایجاد پارکها و دیگر فضاهای سبز، تعیین ساعات مدارس، وضع قوانین مرتبط با کودکان کار و تحصیل، طرح ریزیِ درخواستها یا وضع قوانین حکم کننده بر حریم خصوصی در اینترنت و سایر قوانین.

#

۱۸.ماده ۶ (حیات، بقا و رشد): دولتهای عضو باید تا سر حد امکان، حیات، بقا و رشد کودک را تضمین کنند. در این خصوص کمیته، توجهات را به نیاز به رسمیت شناسیِ ارزشهای مثبت تک تکِ ابعادِ ماده ۳۱ در ارتقای رشد و ظرفیتهای تکاملیِ کودکان، جلب می کند. این امر مستلزم آن است که اقدامات لازم برای اجرای ماده ۳۱ که منطبق با نیازهای رشدی کودک در تمام سنین باشد، ارائه شوند. دولتهای عضو باید آگاهی و فهمِ شرکا، مراقبها، مقاماتِ حکومتی و همه متخصصانی که با کودکان و برای آنها کار می کنند را نسبت به اهمیت و مرکزیتِ بازی در رشد کودکان افزایش دهند.

#

۱۹.ماده ۱۲ ( حق شنیده شدن): کودکان، خواه به عنوان فرد خواه در گروه، حق ابراز دیدگاه درباره همه مسائل مرتبط با خود را دارند. دیدگاههای مذکور باید بنابر سن و بلوغ کودکان مورد توجه قرار گیرند و در صورت لزوم، کودکان باید برای ابراز دیدگاههایشان، حمایت کافی دریافت کنند. کودکان حق دارند که قدرت انتخاب و خودمختاری را به هنگام بازی و فعالیتهای تفریحیِ خود و همچنین مشارکت در فعالیتهای فرهنگی و هنری، اِعمال کنند. در راستای تضمین اجرای حقوق مندرج در ماده ۳۱، کمیته تأکید می کند که ایجاد فرصت برای همکاریِ کودکان در گسترشِ قانونگذاری، سیاستها، استراتژیها و طراحی خدمات، از اهمیت والایی برخوردار است. چنین همکاری می تواند شامل مشارکت کودکان مثلاً در مذاکرات باشد؛ مذاکرات درباره سیاستهای مرتبط با بازی و تفریح، درباره وضع قوانینی که بر حقوق آموزشی و سازماندهی و برنامه تحصیلیِ مدارس یا قوانین صیانتیِ مرتبط با کودکان کار اثر می گذارند، درباره توسعه پارکها و سایر امکانات محلی، درباره طرح ریزی و طراحی جوامع و محیطهای دوستدار کودک. بازخورد موارد مزبور را می توان در فرصتهایی یافت که برای بازی یا تفریح و فعالیتهای فرهنگی در مدارس و اجتماعات بزرگتر فراهم شده اند.۴

#

ب.ارتباط با سایر حقوق مربوطه

#

۲۰.ماده ۱۳: حق آزادی بیان، اساسِ حق مشارکت آزادانه در فعالیتهای فرهنگی و هنری است. کودکان حق دارند که به شیوه انتخابیِ خودشان، خود را ابراز کنند و اِعمال محدودیت فقط در صورت تعریف در قانون و در صورت لزوم جهت تضمین احترام به حقوق و اعتبار دیگران و جهت تأمین امنیت ملی، نظم عمومی و بهداشت و اخلاقیات عمومی مجاز است.

#

۲۱.ماده ۱۵: کودکان از حق اِعمال انتخاب در روابط دوستانه خود و عضویت در سازمانهای اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و غیره برخوردار هستند. از آنجایی که کودکان در کنار هم انواع بازیهای خیالی را خلق می کنند که به ندرت در روابط برزگسالان با کودک به چشم می خورد، پس آزادی انجمنها نمایانگر بُعدِ جدایی ناپذیرِ حقوق کودکان تحت ماده ۳۱ است. کودکان نیاز دارند تا با همسالانِ خود از هر دو جنس، افراد دارای تواناییهای متفاوت و افراد از طبقات و فرهنگها و با سنین مختلف مشارکت کرده تا همکاری، بردباری، به اشتراک گذاری و کاردانی را بیاموزند. بازی و تفریح، فرصتهایی را برای ایجاد روابط دوستانه خلق می کنند و می توانند نقشی کلیدی در تقویت جامعه مدنی، ایجاد همکاری برای رشد اجتماعی، اخلاقی و عاطفیِ کودک، شکل دهی به فرهنگ و تشکیل اجتماعات ایفا می کنند. دولتهای عضو باید فرصتها را فراهم سازند تا کودکان بتوانند در سطح اجتماع، آزادانه با همسالان خود ملاقات کنند. دولتها باید به حق کودکان به ایجاد، پیوستن و ترک انجمنها و حق آنها به مجمعهای صلح آمیز احترام گذاشته و حقوق مذکور را حمایت کنند. با این حال، کودکان هرگز نباید مجبور و ملزم به مشارکت در یا پیوستن به سازمانها شوند.

#

۲۲.ماده ۱۷: کودکان مستحق اطلاعات و مطالبی هستند که نفع اجتماعی و فرهنگی دارند و از تنوع در منابع اجتماع، ملی و بین المللی حاصل می شوند. دسترسی به چنین اطلاعات و مطالب برای تحقق حق مشارکت کامل در فعالیتهای فرهنگی و هنری، حیاتی می باشد. دولتهای عضو تشویق می شوند تا تضمین کنند که اطلاعات و مطالبِ مرتبط با فرهنگ کودک و سایر فرهنگها، با گسترده ترین دسترسیِ ممکن و ازطریق رسانه های مختلف به زبانی قابل فهم برای کودک، مانند زبان اشاره و بریل، در اختیار وی قرار می گیرند. در این راستا، جواز موارد استثنا در قوانین کپی رایت برای تضمین فراهم سازی مطالب چاپی در قالبهای جایگزین نیز مورد استفاده قرار می گیرد. بدین ترتیب، مراقبت باید برای حفظ و صیانت از تنوع فرهنگی و پرهیز از کلیشه های فرهنگی انجام شود.

#

۲۳.ماده ۲۲: کودکان پناهجو و متقاضی پناهندگی برای تحقق حقوق خود تحت ماده ۳۱، با چالشهای اساسی و ژرف روبه رو می شوند زیرا آنها غالباً هم جدایی از سنتها و فرهنگ خود و هم طردشدگی از فرهنگ کشور میزبان را تجربه می کنند. برای بهره مندی کودکان پناهجو و متقاضی پناهندگی حقوق مندرج در ماده ۳۱ باید تضمین شود که آنها از فرصتهای برابر با کودکان کشور میزبان برخوردار هستند و در این راستا از هیچ تلاشی نباید فروگذار کرد. برای حق کودکان پناهجو به حفظ و اِعمال سنتهای هنری، فرهنگی و تفریحیِ خودشان لازم است که شناخت حاصل شود.

#

۲۴.ماده ۲۳: محیطها و امکانات قابل دسترس و فراگیر باید برای کودکان دارای معلولیت فراهم شوند تا آنها نیز بتوانند از حقوق مندرج در ماده ۳۱ بهره مند شوند.۵ خانواده ها، مراقبها و متخصصان باید ارزش بازی را هم به عنوان یک حق و هم به عنوان وسیله ای برای حصول رشد مطلوبِ کودکان دارای معلولیت، به رسمیت بشناسند. دولتهای عضو باید ازطریق افزایش آگاهی در میان بزرگسالان و همسالان و فراهم سازی حمایتها یا کمکهای مناسب با سن، فرصتهایی را برای کودکان دارای معلولیت به عنوان مشارکت کننده هایی برابر و فعال در بازی، تفریحات و حیات هنری و فرهنگی، ایجاد کنند.

#

۲۵.ماده ۲۴: تحقق حقوق مندرج در ماده ۳۱، نه تنها به بهداشت، رفاه و رشد کودکان کمک می کند بلکه شرایطی مناسب را برای کودکان فراهم می کنند تا بتوانند در زمان بیماری و/یا بستری، از نقش مهمی که حقوق مندرج در ماده ۳۱ برای تسهیل بهبود آنها ایفا می کنند، بهره مند شوند.

#

۲۶.ماده ۲۷: استانداردهای ناکافی زندگی، شرایط فاقد امنیت و پُر ازدحام، محیطهای ناامن و غیربهداشتی، خوراک ناکافی، کار اجباریِ آسیب زننده یا استثماری، همگی می توانند کودکان را برای بهره مندی از حقوقشان تحت ماده ۳۱، محدود کرده یا کودکان را از آن دریغ کنند. به هنگام برقراری سیاستهای مرتبط با حمایتهای اجتماعی، استخدام، مسکن و دسترسی به مکانهای عمومی برای کودکان، به ویژه آنهایی که در خانه های خود از فرصت بازی و تفریح بی بهره اند، از دولتهای عضو خواسته می شود تا پیامدهای مزبور بر کودکان را تحت ماده ۳۱ لحاظ کنند.

#

۲۷.ماده ۲۸ و ۲۹: آموزش باید مستقیماً برای رشد شخصیت، استعدادها و تواناییهای ذهنی و جسمانیِ کودک، تا شکوفایی تمام تواناییهای بالقوه، باشد. اجرای حقوق تحت ماده ۳۱ برای حصول اجابت حقوق مندرج در ماده ۲۹ ضروری است. کودکان به فرصتهایی برای پیشرفت هنری و فرهنگی و مشارکت در ورزشها و سرگرمیها نیاز دارند تا تواناییهای بالقوه آنها به حداکثر برسد. کمیته تأکید می کند که حقوق مندرج در ماده ۳۱ برای رشد کودکان یقیناً مفید و سودمند است؛ آموزش فراگیر و بازی فراگیر متقابلاً به یکدیگر قوت بخشیده و باید ازطریق مراقبت و آموزشِ دوران کودکی (پیش دبستانی)، دبستان و دبیرستان، در جریان هر روز تسهیل شوند. اگرچه بازی برای همه کودکان در همه سنین، مناسب و ضروری است اما در سالهای ابتداییِ حضور در مدرسه از اهمیت والا و ویژه ای برخوردار است. تحقیقات نشان داده است که بازی، روشی مهم است تا ازطریق آن، کودکان بیاموزند و یاد بگیرند.

#

۲۸.ماده ۳۰: کودکانی که متعلق به اقلیتهای نژادی، مذهبی یا زبانی هستند باید برای پیوستن و مشارکت در فرهنگهای خودشان تشویق و ترغیب شوند. دولتها باید به ویژگیهای خاصِ فرهنگیِ کودکانِ جوامع اقلیت و کودکان با نسب بومی احترام بگذارند و تضمین کنند که کودکان مزبور برای مشارکت در آن دسته از فعالیتهای هنری و فرهنگی که نمایانگرِ زبان، مذهب و فرهنگشان هستند، از حقوق برابر با کودکانِ جوامع اکثریت برخوردار هستند.

#

۲۹.ماده ۳۲: کمیته متذکر می شود در بسیاری از کشورها، کودکان در کارهای طاقت فرسا اشتغال دارند که حقوق مندرج در ماده ۳۱ را از آنها دریغ می کند. افزون بر آن، میلیونها کودک در طول دوران کودکی خود به عنوان کارگرِ خانگی یا در مشاغل غیرخطرناک همراه با خانواده هایشان مشغول به کار هستند در حالی که از تحصیل یا آموزش کافی و مناسب برخوردار نیستند. برای صیانت از همه کارگرانِ کودک در برابر موقعیتهایی که حقوقشان را تحت ماده ۳۱ نقض می کنند، دولتها باید همه اقدامات مقتضی را اتخاذ کنند.

#

۳۰.مواد ۱۹، ۳۴، ۳۷ و ۳۸: خشونت، استثمار جنسی، سلب آزادی با بکارگیریِ روشهای خلاف قاون یا خودسرانه و خدمت اجباری در درگیریهای مسلحانه موجب تحمیل موقعیتی می شوند که از تواناییهای کودکان به بهره مندی از بازی، تفریح و مشارکت در حیات فرهنگی و هنر، به شدت ممانعت کرده یا حتی تواناییهای مزبور را کاملاً از بین می برند. زورگویی و قلدری توسط سایر کودکان نیز می تواند مانعی عمده و اصلی برای بهره مندی از حقوق مندرج در ماده ۳۱ باشد. حقوق مزبور تنها در صورتی محقق می شوند که دولتهای عضو، همه اقدامات ضروری را برای صیانت از کودکان در برابر چنین اقداماتی اتخاذ کنند.

#

۳۱.ماده ۳۹: دولتهای عضو باید تضمین کنند کودکانی که اِهمال، استثمار، سوءاستفاده یا سایر گونه های خشونت را تجربه کرده اند، از حمایتها برای بهبود و ادغام مجدد برخوردار هستند. تجربیات کودکان، مانند تجربه های دردناک و مخرب، می توانند از طریق بازی یا بیان هنری منتقل شوند. فرصتها برای تحقق حقوق مندرج در ماده ۳۱ می توانند روشهایی ارزشمند را برقرار سازند تا ازطریق آنها، کودکان بتوانند تجربیات دشوار یا تروماتیکِ خود را ابراز کنند و درنتیجه گذشته خود را درک کرده و آینده خود را بهتر مدیریت کنند. بازی و بیان هنری، کودکان را قادر می سازد که احساسات و افکار خود را بهتر درک کرده و انتقال دهند، از چالشهای روانی جلوگیری یا آنها را حل کنند و مدیریت روابط و مناقشات را ازطریق فرایندی طبیعی، خود-راهنما و خود-ترمیمی یاد می گیرند.

#

ششم. ایجاد بستر برای تحقق ماده ۳۱

#

الف.عوامل محیط مطلوب

#

۳۲.کودکان، اصراری خودجوش به بازی و مشارکت در فعالیتهای تفریحی دارند و به دنبال فرصتهایی برای انجام آنها در نامساعدترین محیطها هستند. بااین حال، بنابر ظرفیتهای تکاملی کودکان و برای تحقق حقوقشان تحت ماده ۳۱ تا حد مطلوب، برخی شرایط معین باید تضمین شوند. بدین ترتیب، کودکان باید:از استرس رها باشند؛از محرومیت اجتماعی، پیش داوری یا تبعیض رها باشند؛از محیطی ایمن در برابر آسیب یا خشونت اجتماعی برخوردار باشند؛از محیطی که به کفایت فاقد زباله، آلودگی، ترافیک و سایر مخاطرات جسمانی است، برخوردار باشند تا بتوانند آزادانه و همراه با امنیت، در محله خود گردش کنند؛از استراحت، مناسب با سن و رشدشان برخوردار باشند؛از اوقات فراغت برخوردار و رها از خواسته های دیگران باشند؛از زمان و مکان قابل دسترس برای بازی، برخوردار و رها از کنترل و مدیریت بزرگسالان باشند؛ از مکان و فرصت برای بازی در فضاهای باز در محیطهای فیزیکیِ چالش برانگیز و متنوع، و در صورت لزوم، همراه با دسترسی آسان به بزرگسالانِ حمایت کننده، برخوردار باشند؛
از فرصتِ تجربه، تعامل و بازی در محیطهای طبیعی و دنیای حیوانات برخوردار باشند؛از فرصت سرمایه گذاری در مکان و زمان خودشان برخوردار باشند تا بتوانند بکارگیریِ تخیلات و زبان خود، دنیای خود را خلق و دگرگون کنند؛از فرصت کشف و درک میراث فرهنگی و هنریِ اجتماع خود، مشارکت در آن، خلق آن و شکل دهی به آن برخوردار باشند؛از فرصت مشارکت با سایر کودکان در سرگرمیها، ورزشها و سایر فعالیتهای تفریحی، که در صورت لزوم توسط تسهیل گران یا مربیان آموزش دیده حمایت می شوند، برخوردار باشند؛ از به رسمیت شناسیِ ارزش و مشروعیتِ حقوق مندرج در ماده ۳۱ توسط والدین، معلمها و جامعه برخوردار باشند.

#

ب.بررسی چالشهای تحقق ماده ۳۱

#

۳۳.عدم به رسمیت شناسیِ اهمیتِ بازی و تفریح: در بسیاری از نقاط دنیا، بازی به مثابه «کَسرِ» زمان است که به فعالیتهای سَرسری یا بی بهره فاقد ارزش ذاتی، سپری می شود. والدین، مراقبها و مدیران دولتی عموماً برای مطالعه یا کار اقتصادی، اولویت بالاتری نسبت به بازی، که غالباً پر سروصدا، کثیف، مخل و مزاحم است، قائل هستند. افزون بر آن، بزرگسالان غالباً فاقد محرمیت، مهارت و درک برای حمایت از بازی کودکان و تعامل بازیگوشانه با آنها هستند. هم حق کودکان به مشارکت در بازی و تفریح و هم اهمیتِ بنیادینِ فعالیتهای مزبور در رفاه، سلامت و رشد آنها، بسیار اندک درک شده و بسیار ضعیف، ارزشگذاری شده اند. درصورت به رسمیت شناسی بازی، غالباً بازیِ فعالانه جسمی و سرگرمیهای رقابتی (ورزش) شناخته می شود که بیش از، مثلاً، درامای اجتماعی یا قوه تخیل ارزشگذاری می شوند. کمیته تأکید می کند که به رسمیت شناسیِ عالیتر از گونه ها و موقعیتهای بازی و تفریح که توسط کودکان بزرگتر موردپسند واقع شده اند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نوجوانان غالباً به دنبال مکانهایی هستند که با همسالانِ خود ملاقات کرده و استقلال درحال ظهورِ خود و گذار از دوره نوجوانی به بزرگسالی را کشف کنند. این بُعد، از اهمیت والایی در رشد حس هویت و تعلق آنها برخوردار است.

#

۳۴.محیط های ناامن و پرخطر: ویژگیهای محیط، که حقوق مندرج در ماده ۳۱ را تحت تأثیر قرار می دهند، می توانند به عنوان عوامل حفاظتی یا خطر برای بهداشت، رشد و ایمنیِ کودک باشند. مکانهایی که فرصت کشف و خلاقیت را فراهم می سازند باید نظارتِ والدین و مراقبها بر کودکان کوچکتر را میسر سازند مثلاً ازطریق ارتباط چشمی و کلامی. کودکان نیاز دارند که به مکانهای فراگیرِ بدون مخاطره و نزدیک به خانه هایشان، توأم با اقدامات مقتضی جهت ارتقای پویایی ها و جنبشهای ایمن و مستقل همزمان با تکامل و رشد قابلیت هایشان، دسترسی داشته باشند.

#

۳۵.اکثریتِ فقیرترین کودکانِ جهان با مخاطرات فیزیکی مواجه می شوند مانند آب آلوده؛ شبکة باز فاضلاب؛ شهرهای پرجمعیت؛ ترافیک غیرقابل کنترل؛ روشنایی معابر و خیابانهای پر ازدحام؛ حمل و نقل عمومیِ ناکافی؛ فقدان نواحیِ امنِ محلی برای بازی؛ فضاهای سبز و امکانات فرهنگی؛ زاغه نشینیِ شهریِ غیررسمی در محیطهای پرمخاطره، خشونت آمیز یا مسموم. پس از درگیریها و مناقشات، این امکان وجود دارد که میادین مین و مهمات منفجرنشده به کودکان آسیب برسانند. درواقع، کودکان در معرض خطراتی خاص و ویژه هستند زیرا ماهیت کنجکاو و بازیهای اکتشافیِ آنها موجب افزایش احتمال موقعیتهای خطر می شود و افزون بر آن، اثرات انفجار بر کودکان بسیار بیشتر است.

#

۳۶.عوامل انسانی نیز می توانند کودکان را درمحیطهای عمومی، در معرض خطر قرار دهند: سطح بالای جنایت و خشونت؛ ناآرامیهای اجتماعی و ستیزهای مدنی؛ خشونتهای باندهای خلاف و مواد مخدر؛ خطر کودک ربایی و قاچاق کودکان؛ مکانهای باز با غلبه و سلطه جوانان و بزرگسالانِ خشن و ستیزه خو؛ تهاجم و خشونت جنسی نسبت به دختران. حتی ممکن است که پارک، زمینهای بازی، امکانات ورزشی و سایر تدارکات نیز غالباً در نقاطی باشند که کودکان را در معرض خطر، مخاطرات و عدم نظارت قرار می دهند. خطراتی که ازطریق چنین عواملی به وجود می آیند، فرصت بازی و تفریح ایمن را برای کودکان به شدت محدود می کنند. فرسایش فزاینده بسیاری از مکانها که به طور سنتی در اختیار کودکان قرار داشته اند، مستلزم مداخلات بیشتر حکومت برای صیانت از حقوق مندرج در ماده ۳۱ است.

#

۳۷.مقاومت در برابر استفاده کودکان از مکانهای عمومی: تجاری سازیِ فزاینده مکانهای عمومی که در آنها، کودکان استثنا می شوند، مانعی برای استفاده آنها از مکانهای عمومی جهت بازی، تفریح و فعالیتهای فرهنگی یشان می باشد. افزون بر آن، تحمل و تاب آوری نسبت به حضور کودکان در مکانهای عمومی، در بسیاری از نقاط جهان رو به کاهش است. برای مثال، مقررات منع رفت و آمد برای کودکان؛ اجتماعات یا پارکهای محصور؛ کاهش تحملِ سطح صدا؛ زمینهای بازی با مقررات سختگیرانه جهت رفتارهای بازیِ «قابل قبول»؛ محدودیت در دسترسی به مراکز خرید موجب ایجاد این پندار می شود که کودکان «دردسر» و/یا خاطی هستند. پنداری گسترده از سوی پوششها و نمایشهایِ گسترده و منفیِ رسانه ای، به طور خاص، نسبت به نوجوانان وجود دارد مبنی بر اینکه نوجوانان تهدید هستند و آنها را از استفاده از مکانهای عمومی دلسرد می کنند.

#

۳۸.محرومیت کودکان، عواقبی چشمگیر بر رشد آنها به عنوان شهروند می گذارد. تجربیات مشترکِ گروههای سنی متفاوت از مکانهای عمومیِ فراگیر، موجب ترقی و تقویت جامعه مدنی می شود و کودکان را تشویق و ترغیب می کند تا خود را به عنوان شهروندانِ صاحب حقوق، به رسمیت بشناسند. دولتها تشویق و ترغیب می شوند تا گفت و گوهایِ میان نسلهای جوانتر و قدیمی تر را ترویج دهند با این هدف که به رسمیت شناسیِ کودکان به عنوان صاحبان حق و همچنین، به رسمیت شناسیِ اهمیت شبکه هایی از مکانهای متنوعِ اجتماعی در مناطق محلی یا وابسته به شهرداری که می توانند بازی و نیازهای تفریحیِ همه کودکان را فراهم کنند، در گستره ای وسیعتر به پیش برده شود.

#

۳۹.برقراری تعادل در ریسک و ایمنی: ترسهایی که نسبت به خطرات فیزیکی و انسانی وجود دارد و کودک در محیط محلی خود با آنها روبه رو می شود، در برخی نقاط جهان منجر به افزایش سطح نظارت و سرپرستی و ایجاد محدودیتهای متعاقب نسبت به آزادی کودکان برای بازی و فرصتِ تفریح می شود. افزون بر آن، خودِ کودکان نیز می توانند به هنگام بازی و فعالیتهای تفریحی، سایر کودکان را را تهدید کنند، مثلاً ازطریق زورگویی، سوءاستفاده از کودکان کوچکتر توسط کودکان بزرگتر و فشار گروهها برای مشارکت آنها در کارها با ریسک پذیریِ بالا. در حالی که کودکان نباید برای تحقق حقوقشان تحت ماده ۳۱، در معرض آسیب قرار بگیرند اما میزانی از خطر و چالش در ذات بازی و فعالیتهای تفریحی وجود دارد که جزئی ضروری از مزایا و فوایدِ فعالیتهای مزبور به شمار می آید. برقراریِ تعادل میان اتخاذ اقداماتِ مقتضی، مانند بستن کوچه ها به روی ترافیک، بهبود روشنایی معابر یا ایجاد حدود ایمن برای زمینهای بازیِ مدارس، با هدف کاهش مخاطرات غیرقابل قبول در محطیهای کودکان از یک سو، و اطلاع رسانی، تجهیز و توانمندسازیِ کودکان برای اتخاذ اقدامات محتاطانه با هدف افزایش امنیتِ خودشان از سوی دیگر، لازم و ضروری است. عالیترین منافع کودک و شنیدنِ تجربیات و دغدغه های وی باید دو اصل تعیین کننده برای سطح خطری باشند که ممکن است کودکان در معرض آن قرار گیرند.

#

۴۰.عدم دسترسی به طبیعت: کودکان ازطریق قرارگیری در درون دنیای طبیعی، بازیهای خود-رهبر و اکتشاف همراه با بزرگسالانی که عجایب و اهمیت آن را منتقل می کنند، دنیای طبیعی را یاد می گیرند، قدر آن را می دانند و از آن محافظت می کنند. خاطرات بازیهای دوران کودکی و اوقات فراغت در طبیعت موجب تقویت تواناییهای درونی برای مقابله با استرس می شود، حس اعجاز معنوی را الهام می بخشد و مراقبت از زمین را تشویق می کند. بازی در موقعیتهای طبیعی به چابکی، تعادل، خلاقیت، همکاریهای اجتماعی و تمرکز کمک می کند. ارتباط با طبیعت ازطریق باغبانی، برداشت، مراسمها و ژرف اندیشی های صلح آمیز، بُعدی مهم از هنر و میراث فرهنگیِ بسیاری از فرهنگها است. در دنیایی که خصوصی سازی و شهرنشینی رو به افزایش است، دسترسی کودکان به پارکها، باغها، جنگلها، سواحل و سایر مناطق طبیعی به تدریج، تضعیف و پایمال می شود و کودکانی که در مناطقِ شهریِ کم درآمد زندگی می کنند، بیش از دیگران در معرض عدم دسترسیِ مناسب به فضاهای سبز قرار می گیرند.

#

۴۱.فشار برای موفقیتهای تحصیلی: بسیاری از کودکان در بسیاری از نقاط دنیا از حقوق خود تحت ماده ۳۱ منع می شوند. این امر، نتیجه پافشاری بر موفقیتهای تحصیلی و دانشگاهی است، برای مثال:۱.آموزشهای زودهنگام دوران کودکی، به طور فزاینده ای بر اهداف تحصیلی و یادگیریهای رسمی تمرکز دارد و هزینه آن عدم مشارکت در بازی و دستیابی به نتایج گسترده ترِ رشد و پیشرفت است؛۲.تکالیف و تدریسهای فوق برنامه، زمان و اوقات کودکان را برای انتخاب آزادنه فعالیتهایشان مختل می کنند؛۳.ضرورت یا فراهم سازیِ بازی، تفریح و استراحت غالباً در برنامه های تحصیلی و برنامه های زمان بندی شده روزانه، به رسمیت شناخته نمی شوند؛۴.بکارگیریِ روشهای آموزشیِ رسمی یا نظریِ صرف در کلاس، فاقد مزایای یادگیریِ فعالانه ازطریق بازی است؛۵.در بسیاری از مدارس که کودکان مجبور می شوند وقت بیشتری را در فضاهای بسته و سرپوشیده بگذرانند، ارتباط با طبیعت رو به کاهش است؛۶.در برخی کشورها، فرصت برای فعالیتهای فرهنگی و هنری و حضور آموزگاران متخصص هنری در مدارس، در حمایت از درسهای دانشگاهیِ بیشتر، رو به تضعیف است؛۷.محدودیت در نوع بازیهایی که کودکان می توانند در مدرسه انجام دهند موجب عدم ایجاد فرصت برای خلاقیت، کشف و رشد اجتماعیِ آنها می شود.

#

۴۲.دستورکارهای بیش از حد ساختاریافته و برنامه ریزی شده: توانایی تحقق حقوق مندرج در ماده ۳۱ برای بسیاری از کودکان به دلیل تصمیماتِ بزرگسالان، مانند ورزشهای اجباری، فعالیتهای توانبخشی برای کودکان دارای معلولیت یا انجام کارهای منزل به ویژه برای دختران که کل یا بیشتر وقت آنها را برای فعالیتهای خود-رهبر می گیرند، محدود شده است. سرمایه گذاریهای حکومتی تمایل دارند که بر تفریحات رقابتیِ سازمان یافته تمرکز کنند یا گاهی کودکان را ملزم می کنند یا تحت فشار قرار می دهند تا در سازمانهای جوانان که مورد انتخابشان نیست، مشارکت کنند. کودکان مستحق زمانی هستند که از سوی بزرگسالان تعیین و کنترل نمی شود و همچنین مستحق زمانی که از درخواستها و تقاضاها آزاد و رها هستند – اساساً، اگر تمایل دارند هیچ کاری انجام ندهند. درواقع، عدم فعالیت می تواند به عنوان محرکی برای خلاقیت باشد. تمرکز دقیق بر فعالیتهای رقابتی یا برنامه ریزی شده کودک در اوقات فراغت وی، می تواند به رفاه اجتماعی، شناختی، عاطفی و جسمانیِ او ضربه بزند.۶

#

۴۳.اِهمال از ماده ۳۱ در برنامه های توسعه: مراقبتهای اولیه دوران کودکی و اقدامات توسعه در بسیاری از کشورها، منحصراً بر موضوعاتِ بقای کودک تمرکز دارند و هیچ توجهی به شرایطی که موجب رشد و کامیابیِ کودک می شوند، ندارند. برنامه ها غالباً فقط با تغذیه، مصون سازی و آموزشهای پیش دبستانی سروکار دارند و بر بازی، تفریح، فرهنگ و هنر، اصلاً یا بسیار کم تأکید و توجه می کنند. پرسنلی که برنامه ها را اجرایی می کنند، برای حمایت از جنبه های مذکور از نیازهای رشد کودک، به طور مناسب آموزش ندیده اند.

#

۴۴.عدم سرمایه گذاری در فرصتهای فرهنگی و هنری برای کودکان: دسترسی کودکان به فعالیتهای فرهنگی و هنری غالباً به وسیله طیفی از عوامل محدود می شود مانند عدم حمایت والدین؛ هزینه دسترسی؛ فقدان حمل و نقل؛ تمرکز و مرکزیت نمایشگاهها، بازیها و رویدادها بر محوریت بزرگسالان؛ عدم مشارکت کودکان در محتوا، طراحی، مکان و شکلِ تدارکات. برای تحریک خلاقیت، لازم است تا بیش از پیش بر خلق مکانها و فضاها تأکید شود. عاملین مکانهای هنری و فرهنگی باید نگاه خود را فراتر از مکانهای فیزیکی بالا برده تا متوجه شوند که برنامه هایشان چگونه زندگیِ فرهنگی اجتماعاتی را که نمایندگی می کنند، بازتاب داده و بدان پاسخ می دهند. مشارکت کودکان در هنر، رویکردی کودک-محور را می طلبد که کودکان را مأمور به خلاقیت می کند و آن را نشان می دهد و همچنین آنها را در برنامه ها و ساختارِ پیشنهادی مشارکت می دهد. چنین مشارکتی در طی دوران کودکی می تواند به تحریک علائق فرهنگی برای زندگی کمک کند.

#

۴۵.نقش روبه رشدِ رسانه های الکترونیکی: کودکان در همه نقاط دنیا، اوقاتی رو به رشد را به بازی و فعالیتهای تفریحی، فرهنگی و هنری، هم به عنوان مصرف کننده و هم خلق کننده، ازطریق رسانه ها و بسترهای دیجیتالی سپری می کنند، مثل تماشای تلویزیون، پیام رسانی، شبکه های اجتماعی، سرگرمی، ارسال و دریافت پیامک، گوش دادن به موزیک و ساخت آن، تماشای ویدیو و فیلم و ساخت آنها، خلق گونه هایِ جدید هنری، پست کردن تصاویر. فناوریهای اطلاعات و ارتباطات به عنوان بُعدی مرکزی از واقعیت روزانه کودکان در حال ظهور است. امروزه، کودکان پیوسته میان محیطهای آنلاین و آفلاین در حال حرکت و جابه جایی هستند. این بسترها، فوایدی بزرگ - از نظر آموزشی، اجتماعی و فرهنگی - دارند و دولتها تشویق می شوند تا همه تدابیر لازم را جهت تضمین برابریِ فرصتها در راستای برخورداری از مزایای مزبور برای همه کودکان، اتخاذ کنند. کانون و مرکز تحقق حقوق مندرج در ماده ۳۱ در محیطی جهانی شده، دسترسی به اینترنت است.

#

۴۶.با این حال، کمیته نگران از مجموعه ای رو به رشد از شواهد است که نشان می دهند محیطهای مزبور و مقدار زمان تعامل کودکان با آنها، می تواند موجب خطرات چشمگیر بالقوه ای شود که به کودکان آسیب می زنند.۷ برای مثال:دسترسی به اینترنت و رسانه های جمعی، کودکان را در معرض زروگوییِ مجازی، پورنوگرافی و ارتباطِ جنسیِ مجازی قرار می دهد. بسیاری از کودکان ازطریق کافه ها، کافی نتها و باشگاههای کامپیوتری به اینترنت وصل می شوند که هیچ محدودیت مناسبی برای دسترسی آنها به اینترنت یا سیستمهای نظارتی مؤثر وجود ندارد؛به نظر می رسد که افزایش مشارکت در بازیهای ویدیوییِ خشونت آمیز به ویژه در میان پسرها، با رفتارهای پرخاشگرایانه ای مرتبط است که به شکل گسترده در بازیهای مزبور وجود داشته و با رفتارهای خشن تعامل کرده و به آن پاداش می دهند. از آنجایی که کودکان تمایل به انجام مجددِ بازی دارند پس یادگیریِ منفی تقویت می شود که می تواند منجر به کاهش حساسیت آنها نسبت به درد و رنج دیگران و رفتارهای پرخاشگرایانه یا آسیب زننده به دیگران شود. افزایش موقعیت برای انجام بازیهای آنلاین که کودکان را بدون فیلتر در معرض شبکه ای جهانی از کاربران قرار می دهند نیز مایه نگرانی است. بسیاری از رسانه ها، به ویژه جریان اصلی تلویزیون، در بازتاب زبان، ارزشهای فرهنگی و خلاقیت در تنوعِ فرهنگیِ موجود در سراسر جامعه، ناکام می مانند. دیدگاه تک فرهنگی نه تنها فرصت کسب بهره از گستره بالقوه فعالیتهای فرهنگی موجود را محدود نمی کند بلکه موجب تصدیق کم ارزشیِ فرهنگهای غیر از جریان اصلی می شود. تلویزیون موجب تضعیف بسیاری از بازیها، آوازها و قافیه های دوران کودکی می شود که به طور سنتی و نسل به نسل در خیابان و زمین بازی منتقل شده اند؛افزایش وابستگی به فعالیتهای صفحه نمایش-محور موجب کاهش سطح فعالیت جسمانی در میان کودکان، خواب ناکافی و ضعیف، افزایش چاقی و سایر بیمارهای مربوطه می شود.

#

۴۷.بازاریابی و تجاری سازیِ بازی: کمیته نگران از روندی است که بسیاری از کودکان و خانواده هایشان را در معرض سطوح فزاینده تجاری سازی و بازاریابی بی قانون توسط تولیدکنندگان اسباب بازی و سرگرمی، قرار می دهد. والدین برای خرید بیشتر کالاها تحت فشار قرار دارند و این امر می تواند به رشد کودک آسیب زده یا با بازیهای خلاقانه در تضاد باشد مثلاً کالاهایی که برنامه های تلویزیونی را با شخصیتها و داستانهای ازپیش تعیین شده، ترویج می دهند و از اکتشافهای خیال انگیز کودکان جلوگیری می کنند؛ اسباب بازیهایی که ریزتراشه دارند و کودک را به نظاره گری منفعل تبدیل می کنند؛ بسته هایی که الگوهای از پیش تعیین شده برای فعالیت دارند؛ اسباب بازیهایی که کلیشه های سنتیِ جنسیتی یا سکسی سازیِ زودهنگام دختران را ترویج می دهند؛ اسباب بازیهایی که حاوی قطعات با مواد شیمیاییِ خطرناک هستند؛ اسباب بازیها و سرگرمیهای واقع گرای جنگی. بازاریابیِ جهانی نیز می تواند منجر به تضعیف مشارکت کودکان در حیات سنتیِ فرهنگی و هنریِ اجتماعشان شود.

#

هفتم. کودکان نیازمند توجه خاص برای تحقق حقوقشان تحت ماده ۳۱

#

۴۸.دخترها: ترکیبی از بار مسئولیت بسیار زیاد در خانه و مراقبت از خواهرها و برادرها و خانواده، دغدغه های محافظه کارانه والدین، فقدان امکانات مناسب و پندارهای فرهنگی که بر انتظارات و رفتارهای دخترها محدودیت اِعمال می کنند، می تواند منجر به تضعیف فرصتهای آنها، به ویژه در دوران نوجوانی، برای برخورداری از حقوقشان تحت ماده ۳۱ شود. افزون بر آن، تفکیکهای جنسیتی که به عنوان بازیهای دخترانه و پسرانه شناخته می شوند و به طور گسترده توسط والدین مراقبها، رسانه ها و تولیدکنندگان/سازندگانِ سرگرمیها و اسباب بازیها تشدید می شوند، می توانند منجر به تقسیمات سنتیِ نقشهای جنسیتی در جامعه شوند. شواهد نشان می دهند که در حالی که سرگرمیهای پسران، آنها را برای عملکرد موفق در دامنه ای گسترده از موقعیتهای حرفه ای و سایر موقعیتها در جامعه مدرن آماده می کند اما، سرگرمیهای دختران، درمقابل، آنها را به سوی حوزه های خصوصی در خانه و نقشهای آینده آنها به عنوان همسر و مادر هدایت می کند. پسران و دختران نوجوان غالباً از مشارکت در فعالیتهای تفریحی مشترک دلسرد و ناامید می شوند. افزون بر آن، دخترها در مقایسه با پسرها، عموماً از سطح مشارکت کمتری در فعالیتهای جسمانی و سرگرمیهای سازمان یافته برخوردار هستند که این امر می تواند در نتیجه فرهنگ بیرونی یا محرومیت خود-خواسته یا فقدان امکانات مناسب باشد. چنین الگویی مایه نگرانی است زیرا فواید جسمانی، روانی، اجتماعی و فکری درنتیجه مشارکت در فعالیتهای ورزشی، اثبات شده است.۸ عطف به موانع گسترده و فراگیر که مانع تحقق حقوق مندرج در ماده ۳۱ برای دخترها هستند، کمیته قویاً از دولتهای عضو می خواهد که برای به چالش کشیدن آن دسته از کلیشه های جنسیتی اقدام کنند که موجب ترکیب و تقویت الگوهای تبعیض و نابرابریِ فرصتها می شوند.

#

۴۹.کودکانی که در فقر به سر می برند: عدم دسترسی به امکانات، ناتوانی در پرداخت هزینه های مشارکت، محله های خطرناک و نادیده گرفته شده، ضرورت اشتغال و حس عدم قدرت و به حاشیه رانده شده، همگی موجب محرومیت و استثناسازیِ فقیرترین کودکان در تحقق حقوق مندرج در ماده ۳۱ می شود. برای بسیاری از افراد، خطرات بهداشتی و ایمنیِ خارج از خانه با محیط خانه ای که در آن، مکان یا محدوده بازی و تفریح اصلاً وجود ندارد یا بسیار اندک است، ترکیب می شود. کودکانِ بدون والد، به طور خاص در معرض از دست دادن حقوق مندرج در ماده ۳۱ قرار دارند؛ کودکان خیابانی قادر به استفاده از امکانات برای بازی نیستند و عموماً از پارکها و زمینهای بازی حذف می شوند، مگر آنکه خلاقیت خود را برای استفاده از موقعیتهای غیررسمیِ خیابان جهت فرصتهای بازی بکارگیرند. مقامات شهری باید اهمیت پارکها و فضاهای بازی را برای تحقق حقوق مندرج در ماده ۳۱ توسط کودکانی که در فقر به سر می برند، به رسمیت بشناسند و درخصوص ابتکارات سیاستگذاری، طرح ریزی و توسعه ای با آنها وارد گفت و گو شوند. دولتها باید برای تضمین هم دسترسی به و هم ایجاد فرصت جهت فعالیتهای فرهنگی و هنری برای همه کودکان و همچنین برای ایجاد فرصتهای برابر جهت بازی و تفریح، اقدامات مقتضی را اتخاذ کنند.

#

۵۰.کودکان دارای معلولیت: موانع چندگانه بسیاری بر سر راه کودکان دارای معلولیت برای دسترسی به حقوق مندرج در ماده۳۱ وجود دارد مثلاً محرومیت از مدرسه؛ عرصه های غیررسمی و اجتماعی که دوستیها در آنجا شکل گرفته و بازیها و تفریحات صورت می گیرند؛ انزوای خانگی؛ نگرشهای فرهنگی و کلیشه های منفی که نسبت به کودکان دارای معلولیت خصمانه بوده و آنها را طرد می کنند؛ عدم دسترسیِ فیزیکی به مکانهای عمومی، پارکها، زمینهای بازی و امکانات، سینماها، تئاترها، سالنهای کنسرت، امکانات و عرصه های ورزشی؛ سیاستهایی که آنها را از عرصه های فرهنگی یا ورزشی، به دلیل مسائل ایمنی، استثنا می کند؛ موانع ارتباطی و ناکامی در تفسیر و ترجمه و فناوریهای انطباقی؛ فقدان حمل و نقل قابل دسترس. اگر سرمایه گذاریها موجب دسترسی پذیریِ رادیو، تلویزیون، رایانه ها و تبلتها، مثلاً ازطریق بکارگیری فناوریهای کمکی، نشوند، کودکان دارای معلولیت نیز ممکن است در برخورداری از حقوقشان بازبمانند. در این خصوص، کمیته پذیرای ماده ۳۰ کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت است که بر تعهدات دولتهای عضو تأکید می کند مبنی بر تضمین اینکه کودکان دارای معلولیت از دسترسی برابر با سایر کودکان جهت مشارکت در بازی، تفریح، فعالیتهای ورزشی و فراغت مانند نظام جریان اصلی در مدارس، برخوردار هستند. اتخاذ اقدامات پیشگیرانه برای نابودیِ موانع و بهبود دسترسی پذیری به و فراهم سازی فرصتهای فراگیر برای کودکان دارای معلولیت جهت مشارکت در همه فعالیتهای مزبور، ضروری و لازم است.۹

#

۵۱.کودکان در مؤسسات: بسیاری از کودکان همه یا بخشی از دوران کودکیِ خود را در مؤسساتی مانند خانه ها و مدارس اقامتی، بیمارستانها، کانونهای اصلاح و تربیت، خانه های بازداشت و مراکز پناهجویان می گذرانند که فرصت بازی، تفریح و مشارکت در حیات فرهنگی و هنری را محدود یا کلاً منع می کنند. کمیته تأکید می کند که دولتها باید به سمت حذف نهادینه سازی اقدام کنند؛ اما تا زمان دستیابی به این هدف، دولتها باید اقدامات مقتضی را اتخاذ کنند مبنی بر تضمین اینکه همه چنین مؤسساتی متعهد می شوند که هم مکانها و هم فرصتها را برای پیوند کودکان با همسالانشان جهت بازی و مشارکت در سرگرمیها، فعالیتهای فیزیکی و حیات فرهنگی و هنری فراهم سازند. اقدامات مزبور نباید به فعالیتهای اجباری یا سازمان یافته محدود شوند؛ محیطهای ایمن و مهیج برای مشارکت کودکان در بازیها و تفریحات آزادانه، ضروری و لازم هستند. در صورت امکان، کودکان باید از این فرصتها در اجتماعات محلیِ خودشان بهره ببرند. کودکانی که به مدت طولانی در مؤسسات زندگی می کنند نیز به آثار ادبی، گاهنامه ها، دسترسی به اینترنت و همچنین دریافت حمایت برای استفاده از منابع مزبور، نیاز دارند. وجود زمان، مکانهای مناسب، منابع و تجهیزات کافی، کارکنان آموزش دیده و پرانگیزه و تهیه بودجه های تخصیصی برای خلق محیطهای حیاتی، ضروری هستند تا تضمین شود که همه کودکانی که در مؤسسات زندگی می کنند می توانند حقوق خود را تحت ماده ۳۱ تحقق بخشند.

#

۵۲.کودکان متعلق به جوامع بومی و اقلیت: تبعیضهای قومی، مذهبی، نژادی یا قبیله ای می توانند منجر به محرومیت کودکان در تحقق حقوقشان تحت ماده ۳۱ شوند. خصومت، سیاستهای یکسان سازی، طرد، خشونت و تبعیض می توانند مانعِ بهره مندیِ کودکانِ بومی و اقلیت از عمل به فرهنگ خودشان، آیینهای مذهبی و مراسمها، مشارکت در ورزش، سرگرمی، فعالیتهای فرهنگی، بازی و تفریح همراه با سایر کودکان باشند. دولتها متعهد هستند که برای مشارکت اقلیتها در حیات تفریحی و فرهنگیِ جامعه ای که در آن زندگی می کنند و در حفظ، ارتقا و گسترش فرهنگشان، حقوق اقلیتها را به رسمیت شناخته، از آن صیانت کرده و بدان احترام بگذارند.۱۰ با این حال، کودکانِ متعلق به جوامع بومی نیز از حق تجربه و کشف فرهنگها فراتر از مرزهای سنتهای خانوادگی یشان برخوردار هستند. برنامه های فرهنگی و هنری باید برمبنای فراگیری، مشارکت و عدم تبعیض باشند.

#

۵۳.کودکان در شرایط مناقشات، بلایای انسانی و طبیعی: در شرایط مناقشات یا بلایا، حقوق مندرج در ماده ۳۱ غالباً از اولویت کمتری نسبت به تهیه غذا، پناهگاه و دارو برخوردار هستند. با این حال فرصت بازی، تفریح و فعالیتهای فرهنگی در چنین شرایطی می تواند نقشی چشمگیر در درمان و توانبخشی کودکان ایفا کند و به کودکان کمک کنند تا پس از تجربه از دست دادنها، جابه جایی ها و تروما دوباره به شرایط عادی برگردند و حس لذت را به دست آورند. بازی، موزیک، شعر یا درام می توانند به کودکانِ پناهجو و کودکانی که فوت نزدیکان، خشونت، سوءاستفاده یا استثمار را تجربه کرده اند، کمک کنند تا بر دردهای عاطفیِ خود فائق آیند و کنترل زندگی یشان را دوباره به دست گیرند. فعالیتهای مزبور می توانند حس هویت را بازگرداند، به آنها کمک کند که معنای آنچه را که روی داده درک کنند، و تجربه حس خوشی و لذت را برای آنها ممکن سازد. مشارکت در فعالیتهای فرهنگی یا هنری، بازی و تفریح، فرصتی را برای کودکان به وجود می آورد تا در تجربیاتی مشترک، مشارکت کنند، تا حس ارزش شخصی و خود-ارزشمندی را دوباره ایجاد کنند، تا خلاقیت خود را کشف کنند و تا به حس پیوستگی و تعلق دست یابند. مکانهای بازی نیز باید فرصت نظارت را فراهم سازند تا کودکانی که از اثرات مخرب مناقشات رنج می برند، شناسایی شوند.

#

هشتم. تعهدات دولتهای عضو

#

۵۴.ماده ۳۱، سه تعهد را بر دوش دولتهای عضو می گذارد تا تضمین کند که حقوق مندرج در آن توسط هر کودک و بدون تبعیض تحقق می یابند:(الف)تعهد به احترام، دولتهای عضو را ملزم می سازد تا از مداخله در بهره مندی از حقوق مندرج در ماده ۳۱، چه به صورت مستقیم و چه غیرمستقیم، خودداری کنند؛ (ب)تعهد به صیانت، دولتهای عضو را ملزم می سازد تا اقدامات مقتضی را برای پیشگیری از مداخلات اشخاص ثالث در حقوق مندرج در ماده ۳۱، اتخاذ کنند؛(پ) تعهد به تحقق، دولتهای عضو را ملزم می سازد تا تدابیر ضروریِ قانونگذاری، اداری، قضایی، بودجه بندی، تبلیغاتی و غیره را با هدف تسهیل بهره مندی از حقوق مندرج در ماده ۳۱، ازطریق اقدام به ایجاد همه خدمات، تدارکات و فرصتهای ضروری، اتخاذ کنند.

#

۵۵.در حالی که میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در راستای تحقق تدریجیِ حقوقِ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تدوین شده است و مشکلات ناشی از منابع محدود را به رسمیت می شناسد، اما حتی در جاهایی که منابع، ناکافی هستند، تعهدی ویژه و مستمر را بر دوش دولتهای عضو می گذارد مبنی بر اینکه «برای تضمین حداکثر نهایت بهره مندی از حقوق مربوطه تحت شرایط حاکم تلاش کنند».۱۱ بدین ترتیب، هیچ اقدامی درخصوص حقوق مندرج در ماده ۳۱ که نشان از پسرفت باشد، روا و جایز نخواهد بود. هرگونه اقدام عمدی که صورت می گیرد، دولت باید ثابت کند که همه گزینه ها را با دقت بررسی کرده، مانند توجه و بررسیِ دیدگاههای ابراز شده کودکان درخصوص یک مسئله، و تصمیمِ گرفته شده، با توجه به همه حقوق مندرج دیگر در کنوانسیون، موجه و معقول بوده است.

#

۵۶.تعهد به احترام شامل پذیرش تدابیر ویژه با هدف دستیابی به احترام گذاشتن به حقوق تک تک کودکان، خواه به صورت فردی یا در ارتباط با دیگران، می شود تا حقوق آنها تحت ماده ۳۱ تحقق یابد، مانند:(الف)حمایت از مراقبها: مطابق با پاراگراف ۲ ماده ۱۸ کنوانسیون باید مراقبها و والدین از راهنمایی، حمایت و تسهیل درخصوص حقوق مندرج در ماده ۳۱ برخوردار شوند. حمایت مذکور می تواند در قالب راهنماییهای عملی باشد مثلاً درباره اینکه چگونه در زمان بازی به کودکان گوش داد؛ محیطهایی را برای تسهیل بازی کودکان ایجاد کرد؛ به کودکان اجازه داد تا آزادانه و با دیگران بازی کنند. حمایت همچنین می تواند دربرگیرنده اهمیت تشویق به خلاقیت و چابکی؛ اهمیت برقراری تعادل میان امنیت و اکتشاف؛ اهمیت ارزش رو به رشدِ بازی و قرار گرفتن در معرض فعالیتهای فرهنگی، هنری و تفریحی، به صورت راهبردی، باشد.
(ب)افزایش آگاهی: دولتها باید در آن دسته از اقداماتی سرمایه گذاری کنند که نگرشهای متداولِ فرهنگیِ را که ارزشی کم و اندک برای حقوق مندرج در ماده ۳۱ قائل هستند، به چالش بکشند مانند:آگاهی عمومی هم نسبت به حق و هم نسبت به اهمیت بازی، تفریح، استراحت، فراغت و مشارکت در فعالیتهای فرهنگی و هنری هم برای دختران و هم برای پسران در همه سنین جهت کمک به بهره مندی و لذت از دوران کودکی، ترویج رشد مطلوب کودک و ساخت محیطهای مفید یادگیری؛اقداماتی که نگرشهای منفیِ فراگیر را، به ویژه نسبت به نوجوانان، به چالش بکشند؛ نگرشهایی که منجر به محدودیت فرصتها برای بهره مندی از حقوقشان تحت ماده ۳۱ می شود. به طور خاص، فرصتها باید برای کودکان ایجاد شوند تا بتوانند خود را در رسانه ها نمایش دهند.

#

۵۷.تعهد به صیانت دولتهای عضو را ملزم می سازد تا برای جلوگیری از مداخلات یا ایجاد محدودیت در حقوق مندرج در ماده۳۱ از سوی اشخاص ثالث، اقدام کنند. از اینرو، دولتها متعهد به تضمین برخی موارد هستند مانند:(الف)عدم تبعیض: قانونگذاری ملزم است که تضمین کند همه کودکان، بدون مواجه با هیچ گونه ای از تبعیض، به محیطهای تفریحی، فرهنگی و هنری دسترسی دارند ازجمله مکانهای عمومی و خصوصی، فضاهای طبیعی، پارکها، زمینهای بازی، مکانهای ورزشی، موزه ها، سینماها، کتابخانه ها، تئاترها و رویدادها، خدمات و فعالیتهای فرهنگی؛(ب)کنترل عاملین غیردولتی: قانونگذاری، مقررات و دستورالعملها باید همراه با تخصیص بودجه های ضروری و سازوکارهای نظارتی و اجراییِ مؤثر تدوین شوند تا تضمین شود که همه اعضای جامعه مدنی مانند بخش تجاری، از مفاد ماده ۳۱ پیروی می کنند ازجمله:۱.صیانت کاری برای همه کودکان، تا تضمین شود که محدودیتهای مناسب بر ماهیت، ساعات و روزهای کار، زمان استراحت و توانایی برای تفریح و استراحت، مطابق با ظرفیتهای تکاملیِ آنها، اِعمال می شود. دولتها تشویق می شوند تا کنوانسیونهای سازمان بین المللی کار به شماره های ۷۹، ۹۰، ۱۳۸ و ۱۸۲ را تصویب و اجرا کنند؛۱۲۲.ایجاد استانداردهای ایمنی و دسترسی پذیری برای همه امکاناتِ بازی و تفریحی، اسباب بازیها و وسایل سرگرمی؛۳.تعهد به ترکیب امکانات و فرصتها برای تحقق حقوق مندرج در ماده ۳۱ در طرحهای پیشنهادیِ توسعه شهری و روستایی؛ ۴.صیانت در برابر مواد فرهنگی، هنری یا تفریحی که ممکن است به رفاه کودکان آسیب برسانند، مثل سیستمهای صیانتی و طبقه بندیِ حاکم بر پخش رسانه ای و فیلم، با توجه به مفاد ماده ۱۳ درباره آزادی بیان و ماده ۱۸ درباره مسئولیتهای والدین؛۵.تدوین مقررات جهت ممنوعیت ساخت و تولید سرگرمیها و اسباب بازیهای واقع گرایِ جنگی برای کودکان؛(پ)صیانت از کودکان در برابر آسیب: سیاستهای صیانتی، روندها، اخلاقیات، کدها و استانداردهای حرفه ای برای همه متخصصانی که در زمینه بازی، تفریح، ورزش، فرهنگ و هنر با کودکان کار می کنند باید شناخته و الزامی شوند. به رسمیت شناسیِ صیانت از کودکان در برابر آسیبهای بالقوه ای که ممکن است از سوی سایر کودکان در اِعمال حقوقشان تحت ماده ۳۱ وارد شود نیز باید مورتوجه قرار گیرد؛۱۳(ت)ایمنیِ آنلاین: برای ارتقای دسترسی آنلاین، دسترسی پذیری و ایمنی باید تدابیر مقتضی اتخاذ و ارائه شوند. این تدابیر باید اقدامات اطلاع رسانی به کودکان و توانمندسازیِ آنها را دربرگیرند تا کودکان بتوانند بدون خطر، از محیط آنلاین استفاده کنند، به شهروندانی مسئولیت پذیر در دنیای دیجیتال تبدیل شوند و سوءاستفاده یا فعالیتهای نامناسب را، در صورت مشاهده، گزارش دهند. اتخاذ برخی اقدامات و تدابیر نیز ضروری است تا بخشودگیهای بزگسالان متجاوز ازطریق قانونگذاری و همکاریهای بین المللی کاهش یابد؛ دسترسی به شبکه های سرگرمی و مطالب و مواد آسیب زننده و مناسبِ بزرگسالان محدود شود؛ اطلاعات برای والدین، معلمها و سیاستگذاران ارتقا یابد با این هدف که آگاهی نسبت به آسیبهای بالقوه سرگرمیهای خشونت آمیز افزایش یابد و جهت ترویج گزینه هایی ایمنتر و جذاب برای کودکان، راهبردهایی تدوین شوند؛ (ث)ایمنی پس از مناقشات: پس از شرایط مناقشات و بلایا باید اقداماتی فعالانه جهت بازگشت و صیانت از حقوق مندرج در ماده ۳۱ اجرا شوند، مانند:۱.تشویق به بازی و بیان خلاقانه جهت ارتقای درمانهای روانی و بهبودپذیری؛۲.ایجاد و ترمیم مکانهای امن که کودکان در آن مکانها، به عنوان بخشی از عادی سازیِ زندگیِ خود، بازی و تفریح می کنند، مانند مدارس؛۳.در مناطقی که میادین مین، تهدیدی برای ایمنیِ کودکان به شمار می روند باید جهت تضمین پاکسازی کامل میادین مین و بمبهای خوشه ای در همة مناطق متأثر از آن، سرمایه گذاری انجام شود؛۱۴(ج)بازاریابی و رسانه: اقداماتی باید بنیان گذاشته و آغاز شوند که:سیاستهای مرتبط با تجاری سازیِ اسباب بازیها و سرگرمیهای کودکان را بررسی کنند مثلاً ازطریق برنامه های تلویزیونی کودکان و تبلیغات مستقیمِ مربوطه، با توجه ویژه به آنهایی که خشونت و پسرها و دخترها را در حالات سکسی ترویج می دهند و کلیشه های جنسیتی و معلولیت را تقویت می کنند؛قرار گرفتنِ کودکان در معرض تبلیغات را در زمان ساعات اوج بازدید، محدود کند.(چ)سازوکارهای شکایت: سازوکارهای مستقل، مؤثر، ایمن و قابل دسترس باید برای کودکان مقرر شوند تا درصورت پایمال شدنِ حقوقشان تحت ماده ۳۱ بتوانند شکایت کنند و به دنبال جبران خسارت بگردند.۱۵ کودکان باید بدانند که پیش چه کسی شکایت کنند و چگونه (از چه روندی) این کار را انجام دهند. دولتها تشویق می شوند که پروتکلهای اختیاری کنوانسیونِ حقوق کودک درباره رویه های ارتباطات (OPIC) را امضا و تصویب کنند، که به موجب آن، هر کودک اجازه دارد تا به تنهایی شکایت از تخلفات را طرح و عرضه کند.

#

۵۸.تعهد به تحقق، دولتهای عضو را ملزم به اتخاذ دامنه ای گسترده از تدابیر و اقدامات برای تضمین تحقق همه حقوق مندرج در ماده ۳۱ می کند. بنابر ماده ۱۲ کنوانسیون، همه تدابیر مزبور چه در سطح ملی و چه در سطح محلی شامل طرح ریزی، طراحی، توسعه، اجرا و نظارت باید با همکاریِ خودِ کودکان، سازمانهای غیرانتفاعی و سازمانهای اجتماع-محور و ازطریق مثلاً باشگاهها و انمجنهای کودکان، گروههای هنری و ورزشی، سازمانهای نماینده کودکان و بزرگسالانِ دارای معلولیت، نمایندگان اقلیتها و خانه های بازی، تدوین و ترویج داده شوند.۱۶ به طور خاص، موارد ذیل باید مورد توجه قرار گیرند:(الف)قانونگذاری و طرح ریزی: کمیته قویاً دولتها را تشویق می کند که تدوین قانونگذاری را موردتوجه قرار دهند تا حقوق مندرج در ماده ۳۱ برای همه کودکان همراه با یک جدول زمان بندی شده برای اجرا، تضمین شود. این قانونگذاریها باید اصل کفایت را مورد توجه قرار دهند – همه کودکان باید از زمان و مکان مکفی برای اِعمال حقوقشان برخوردار باشند. توسعه یک طرح، سیاست یا چارچوب اختصاصی برای ماده ۳۱ یا الحاق آن به یک برنامه کلی و ملیِ اقدام برای اجرای کنوانسیون، باید مورد توجه قرار گیرند. چنین طرحی باید پیامدهای ماده ۳۱ بر دخترها و پسرها در همه سنین و کودکانِ متعلق به گروهها و اجتماعاتِ به حاشیه رانده شده را درنظر بگیرد. طرح مزبور باید خلق زمان و مکان را جهت فعالیتهای خود-رهبرِ کودکان به رسمیت شناخته و برای آن، به مثابه ایجاد امکانات و فرصتها جهت فعالیتهای سازمان یافته، اهمیت قائل شود؛(ب)گرداوری داده و پژوهش: شاخصهای اطاعت و سازوکارهای نظارت و ارزیابیِ اجرا باید برای تضمین پاسخگویی به کودکان درباره تحقق تعهداتِ تحت ماده ۳۱، تدوین شوند. دولتها باید داده های مبتنی بر جمعیت را گرداوری و برمبنای سن، جنس، قومیت و معلولیت تفکیک کنند تا بتوانند نسبت به گستره و ماهیت مشارکت کودکان در بازی، تفریح و حیات فرهنگی و هنری آگاهی و شناخت کسب کنند. این اطلاعات باید بتوانند فرایندهای برنامه ریزی را تحت تأثیرِ خود قرار دهند و مبنایی را برای اندازه گیریِ پیشرفت در اجرا فراهم کنند. تحقیقات درباره زندگی روزانه کودکان و مراقبهای آنها و پیامد شرایط محله و خانه نیز ضروری است تا نسبت به چگونگی استفاده کودکان از محیط؛ موانع موجود برای بهره مندی از حقوق مندرج در ماده ۳۱؛ رویکردهای اتخاذ شده برای غلبه بر موانع مذکور از سوی آنها و اقدامات لازم برای دستیابی به تحقق بیشترِ حقوق مزبور، شناخت و آگاهی پیدا کنند. برای انجام چنین تحقیقاتی لازم است تا خود کودکان فعالانه مشارکت داده شوند ازجمله کودکانِ متعلق به اجتماعاتی که بیش از سایرین به حاشیه رانده شده اند؛
(پ)همکاریهای متقابل میان بخشهای ملی و شهری: طرح ریزی برای بازی، تفریح و فعالیتهای فرهنگی و هنری نیازمندِ رویکردی گسترده و جامع شامل همکاریهای متقابل میان بخشها و پاسخگویی میان مقامات ملی، منطقه ای و شهری می باشد. بخشهای مربوطه فقط و منحصراً شامل آن بخشهایی نمی شود که مستقیماً با کودکان سروکار دارند مثل بهداشت، آموزش، خدمات اجتماعی، صیانت از کودک، فرهنگ، تفریح و ورزش، بلکه آن بخشهایی را که با آب و تخلیه بهداشتی فاضلاب، اِسکان، پارکها، حمل و نقل، برنامه ریزیِ شهری و محیط مرتبط هستند نیز دربرمی گیرد که همگی تأثیری شگرف بر خلق محیطهایی می گذارند که در آنها، کودکان می توانند حقوق خود تحت ماده ۳۱ را تحقق بخشند؛(ت)بودجه: بودجه ها باید بازبینی و بررسی شوند تا تضمین شود که بودجه برای فعالیتهای فرهنگی، هنری، ورزشی، تفریحی و بازیِ کودکان به صورت فراگیر و مطابق با حضور کلیِ آنها به عنوان بخشی از جمعیت تخصیص داده شده و برای تأمین کودکان در همه سنین توزیع شده است، برای مثال: حمایت بودجه ای از انتشار کتابها، مجلات و مطالب کودکان؛ بیان های گوناگونِ هنری، خواه رسمی خواه غیررسمی، برای کودکان؛ امکانات و ساختمانها و مکانهای عمومیِ قابل دسترس؛ سرمایه ها و منابع برای تسهیلاتی مانند باشگاههای ورزشی یا مراکز جوانان. هزینه اقداماتِ تضمین دسترسی به کودکانی که بیش از سایرین به حاشیه رانده شده اند باید موردتوجه قرار گیرد؛ مانند تعهد به فراهم سازی انطباق منطقی جهت تضمین برابریِ در دسترسیِ کودکان دارای معلولیت؛(ث)طراحی جهانی:۱۷ پیرو تعهد به ترویج شمول کودکان دارای معلولیت و صیانت از آنها در برابر تبعیض، سرمایه گذاری در طراحی جهانی مرتبط با امکانات، ساختمانها، تجهیزات و خدماتِ بازی، تفریحی، فرهنگی، هنری و ورزشی، بسیار حیاتی و ضروری است. دولتها باید با عاملین غیردولتی مشارکت کنند تا اجرای طراحی جهانی در طرح ریزی و تولید همه مواد و مکانها را تضمین کنند مثلاً ورودی های قابل دسترس برای افرادی که از ویلچر استفاده می کنند و طراحیِ فراگیرِ محیطهای بازی ازجمله در مدارس؛(د)برنامه ریزی شهری: شهرداریِ محلی باید ایجاد خدمات بازی و تفریح را ارزیابی کند تا برابریِ دسترسی را برای همه گروههای کودکان، مثلاً، ازطریق ارزیابی اثرات بر کودک تضمین کند. بنابر تعهدات تحت ماده ۳۱، برنامه ریزیِ عمومی باید ایجاد محیطهایی را که موجب افزایش رفاه کودک می شوند، در اولویت قرار دهند. برای دستیابی به محیطهای ضروریِ شهری و روستاییِ دوستدار کودک، باید برخی موارد را موردتوجه قرار داد، ازجمله:وجود پارکها، مرکز اجتماعات محلی، ورزشها و زمینهای بازیِ فراگیر، ایمن و قابل دسترس برای همه کودکان؛ایجاد محیطی امن برای زندگی جهت انجام آزادانه بازیها؛ مانند طراحی مناطقی که در آنها، بازی کنندگان، عابرین پیاده و دوچرخه سوارها در اولویت قرار دارند؛اتخاذ اقداماتِ عمومیِ ایمنی برای صیانت از مناطق بازی و تفریح در برابر افراد یا گروههایی که تهدیدی برای امنیت کودکان به شمار می آیند؛ایجاد دسترسی به مناظر سرسبز، فضاهای گسترده و باز و طبیعت جهت بازی و تفریح همراه با حمل و نقلی ایمن، مقرون به صرفه و قابل دسترس؛اتخاذ تدابیر برای عبور و مرور در جاده و خیابان شامل محدودیت سرعت، میزان آلودگی، گذرگاه مدارس، چراغ راهنمایی، و اتخاذ تدابیر برای آرام سازیِ جریان ترافیک جهت تضمین حقوق کودکان به بازیِ ایمن در اجتماعاتشان؛ ایجاد باشگاهها، تسهیلات ورزشی، سرگرمیها و فعالیتهای سازمان یافته هم برای دخترها و هم برای پسرها در همه سنین از همه اجتماعات؛فعالیتهای فرهنگیِ مقرون به صرفه و اختصاصی برای کودکان از همه سنین و از همه اجتماعات مانند تئاتر، رقص، موزیک، نمایشگاههای هنری، کتابخانه ها و سینما. ایجاد خدمات مزبور باید فرصتهایی را دربرگیرند که در آنها، کودکان می توانند اَشکال فرهنگیِ خودشان را خلق و ایجاد کنند و همچنین در معرض فعالیتهایی قرار بگیرند که توسط بزرگسالان و برای کودکان ایجاد شده اند؛بررسیِ همه مؤسسات، برنامه ها و سیاستهای فرهنگی جهت تضمین اینکه همه کودکان به آنها دسترسی و با آنها تناسب و ارتباط دارند و تضمین اینکه آنها نیازها و آرمانهای کودکان را لحاظ می کنند و از رویکردهای فرهنگیِ در حال ظهورِ کودکان حمایت می کنند؛(ذ)مدارس: محیطهای آموزشی باید در تحقق تعهدات تحت ماده ۳۱، نقشی مهم و عمده ایفا کنند، ازجمله:۱.محیط فیزیکیِ ترتیبات: هدف دولتهای عضو باید تضمین برخی امور باشد مانند: ایجاد فضاهای سرپوشیده و سر-باز به تعداد کافی برای تسهیل بازی، ورزش، سرگرمی و درام در طیِ یا حولِ ساعات مدرسه؛ ترویج فعالانة فرصتهای برابر برای بازیِ دخترها و پسرها؛ امکانات کافی برای تخلیه بهداشتیِ فاضلاب هم برای دخترها و هم برای پسرها؛ زمینهای بازی، تجهیزات و محوطه های طبیعیِ ایمن برای بازی که به طور منظم و مناسب بازبینی بررسی می شوند؛ زمینهای بازی با مرزبندیهای مناسب؛ تجهیزات و مکانهایی که برای میسر کردن مشارکت برابرِ همه کودکان ازجمله کودکان دارای معلولیت طراحی شده اند؛ زمینهای بازی که فرصت انجام همه اَشکال بازی را فراهم می سازند؛ موقعیت یابی و طراحیِ زمینهای بازی توأم با حفاظت مکفی و مشارکت کودکان در طراحی و توسعه؛۲.ساختار روز: تقاضاهای الزامی و قانونی مانند تکالیف خانه، باید برقراریِ زمان مناسب در طیِ روز را تضمین کنند تا اطمینان حاصل شود که کودکان، مطابق با سن و نیازهایشان برای پیشرفت، از فرصت کافی برای استراحت و بازی برخوردار هستند؛
۳.برنامه درسی مدارس: زمان و تخصص مناسب مطابق با تعهدات ماده ۲۹ درخصوص اهداف تحصیلی، باید در برنامه درسیِ کودکان وجود داشته باشد تا آنها فعالیتهای فرهنگی و هنری مانند موزیک، درام، ادبیات، شعر، هنر، ورزش و سرگرمی را یاد گرفته، در فعالیتهای مزبور شرکت کرده و آنها را ایجاد کنند؛۱۸۴.علوم آموزشی: محیطهای یادگیری باید فعال و مشارکتی باشند و فعالیتها و اَشکال بازی گونه ای از مشارکت را، به ویژه در سالهای ابتدایی، بکارگیرند؛
(ر)آموزش و ظرفیت سازی: همه متخصصانی که با/ یا برای کودکان کار می کنند یا کسانی که کارشان بر کودکانتأثیر می گذارد (مقامات حکومتی، آموزش دهندگان، متحصصان بهداشت، مددکاران اجتماعی، مددکاران مراقبت کننده و مراقبان سالهای اولیه کودکی، برنامه ریزها و معمارها و غیره) باید از آموزشهای قاعده مند و مستمر درباره حقوق بشر کودکان، ازجمله حقوق مندرج در ماده ۳۱، برخوردار شوند. آموزشهای مزبور باید شامل دستورالعملهایی درباره چگونگی ایجاد و حفظ محیطهایی باشند که در آنها، حقوق مندرج در ماده ۳۱ به مؤثرترین شکل ممکن توسط کودکان تحقق می یابند.

#

۵۹.همکاریهای بین المللی: کمیته برقراری همکاریهای بین المللی را جهت تحقق حقوق مندرج در ماده ۳۱ تشویق می کند و برای حصول این امر، مشارکت فعالانه در نهادهای سازمان ملل مانند یونیسف، یونسکو، کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان، برنامه اسکان بشرِ سازمان ملل، دفتر سازمان ملل درباره ورزش برای توسعه و صلح، برنامه عمران ملل متحد، برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد، سازمان جهانی بهداشت و همچنین سازمانهای غیرانتفاعیِ بین المللی، ملی و محلی را توصیه می کند.

#

نهم. توریع

#

۶۰.کمیته توصیه می کند که دولتهای عضو، اظهارنظر عمومی حاضر را به طور گسترده در میان کل ساختارها و بخشهای حکومت و اداری، والدین، سایر مراقبها، کودکان، سازمانهای حرفه ای، اجتماعات و جامعه مدنی نشر دهند. همه کانالهای انتشار باید بکارگرفته شوند ازجمله رسانه های چاپی، اینترنت و روشهای ارتباطیِ خاصِ خود کودکان. این امر موجب الزامِ ترجمه به زبانهای مناسب و مرتبط می شود مانند زبان اشاره، بریل و قالبهای آسان-خوان برای کودکان دارای معلولیت و همچنین تهیه نسخه های مناسب با فرهنگ و دوستدار کودک را ملزم و اجتناب ناپذیر می کند.

#

۶۱.دولتهای عضو تشویق می شوند که گزارشی کامل از تدابیر و اقدامات اتخاذ شده در راستای تشویق به اجرای ماده ۳۱ برای همه کودکان را، به کمیته حقوق کودک ارائه دهند.

#

پی‌نوشت‌ها

#

١ یونسکو، آموزش و پرورش برای قرن بیست و یکم: مسائل و چشم انداز (پاریس، ۱۹۹۸). ٢ کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، اظهار نظر عمومی شماره ۲۱ (۲۰۰۹) در مورد حق همه برای شرکت در زندگی فرهنگی، پاراگراف ۱۳ ٣ یونسکو، "اعلامیه مکزیکو سیتی در مورد سیاست های فرهنگی"، کنفرانس جهانی سیاست های فرهنگی، مکزیکو سیتی، ۲۶ ژوئیه - ۶ اوت ۱۹۸۲. اظهار نظر عمومی شماره ۱۲ (۲۰۰۹) در مورد حق شنیده شدن کودک را ببینید. ٤ مواد ۷، ۹ و ۳۰ کنوانسیون افراد دارای معلولیت را ببینید.٥ ٦ مارتا سنتوس، «کنوانسیون حقوق کودک»، در جزوه گزارش دهی حقوق بشر دفتر کمیسیار عالی حقوق بشر (ژنو، ۱۹۹۷)، صفحات ۳۹۳ تا ۵۰۵ ٧ یونیسف، امنیت آن لاین کودکان: استراتژی ها و چالش های جهانی: گزارش تکنیکی (فلورانس، مرکز تحقیق اینوسنتی، ۲۰۱۲). ٨ یونیسف، منشور بین المللی آموزش فیزیکی و ورزش، ۱۹۷۸. ٩ اظهار نظر عمومی شماره ۹ (۲۰۰۶) در مورد حقوق کودکان دارای معلولیت. ١٠ اعلامیه سازمان ملل در مورد حقوق مردم بومی (قطعنامه ۲۹۵/۶۱ مجمع عمومی، ضمیمه). ١١ اظهار نظر عمومی شماره ۳ (۱۹۹۰) کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در خصوص ماهیت تعهد دولت های عضو، پاراگراف ۱۱. ١٢ کنوانسیون های ILO شماره ۷۹ - کار شبانه افراد جوان (شغل غیر صنعتی)؛ شماره ۹۰ - کار شبانه افراد جوان (صنعت)؛ شماره ۱۳۸ - کنوانسیون حداقل سن؛ شماره ۱۸۲ - کنوانسیون بدترین فرم های کار کودک. ١٣ اظهار نظر عمومی شماره ۱۳ (۲۰۱۱) در مورد حق کودک برای رهایی از هر نوع خشونت. ١٤ پروتکل مربوط به مهمات انفجاری باقی مانده از جنگ (پروتکل ۵ به کنوانسیون سلاح های متعارف خاص). ١٥ اظهار نظر عمومی شماره ۲(۲۰۰۲) درباره نقش مؤسسات مستقل ملی در زمینه حقوق بشر در ارتقاء و حمایت از حقوق کودک. ١٦ اظهار نظر عمومی شماره ۱۲ (۲۰۰۹) در مورد حق کودک به شنیده شدن. ١٧ اصطلاح «طراحی جهانی» به وسیله رونالد مسی برای توصیف مفهوم طراحی همه محصولات و ساخت محیط زیست به زیبایی و قابل استفاده به حداکثر ممکن توسط همه افراد، بدون در نظر گرفتن سن، توانایی و وضعیت آنها در زندگی ابداع شد؛ همچنین پاراگراف ۱ (اف) ماده ۴ کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت را ببینید. ١٨ اظهار نظر عمومی شماره ۱ (۲۰۰۱) در مورد اهداف آموزش.